مردم می دانند که وجود دارند، اما “دانستن” چگونه کار می کند؟ علیرغم همه چیزهایی که در مورد عملکرد مغز و فرآیندهای بدنی که آن را اداره می کند، آموخته شده است، ما هنوز نمی دانیم که تجربیات ذهنی مرتبط با عملکردهای مغز از کجا سرچشمه می گیرند.
یک پروژه میان رشته ای جدید با هدف پاسخگویی به چنین سؤالات بزرگی در مورد آگاهی، یک پدیده اساسی اما گریزان است.
باشگاه آگاهی MIT توسط فیلسوف اداره می شود ماتیاس میشلاستاد بخش توسعه شغلی Dominion قدیمی زبان شناسی و فلسفهو ارل میلراستاد علوم اعصاب Picower گروه مغز و علوم شناختی.
از طریق کمک مالی ارائه شده توسط . همکاری بینش انسانی MIT (اسطوره ای) صندوق اتصال SHASS+هدف باشگاه آگاهی MIT ایجاد پلی بین فلسفه و علم شناختی (عصبی) است و در عین حال جامعه دانشگاهی منطقه بوستون را برای پیشبرد تحقیقات آگاهی تشویق می کند.
میشل می گوید: «مطالعه علمی این موضوع امکان پذیر است. برای اینکه MIT خود را به عنوان یک رهبر در این زمینه قرار دهد همه چیز را تغییر می دهد.
میلر می افزاید: «ماتیاس رویکردی مبتنی بر علم را برای کار خود به ارمغان می آورد. یک درک و رویکرد مستمر، مبتنی بر واقعیت، و با پشتیبانی از تحقیقات به آگاهی میتواند تأثیر عمدهای بر رویکرد ما به سلامت عمومی داشته باشد.»
آنها امیدوارند با همکاری یکدیگر، دسترسی به شبکه متنوعی از محققان را افزایش دهند، درک خود را از نحوه عملکرد هوشیاری بهبود بخشند و ابزارهایی را برای اندازهگیری عینی آگاهی توسعه دهند.
MIT Consciousness Club قصد دارد رویدادهای ماهانه ای با گفتگوهای تخصصی مشترک و جلسات پرسش و پاسخ در مورد موضوعاتی مانند همبستگی های عصبی آگاهی، ادراک ناخودآگاه و هوشیاری در حیوانات و سیستم های هوش مصنوعی برگزار کند.
“علم در مورد عملکرد مغز و هوشیاری چه چیزی می تواند به ما بگوید؟” میشل می پرسد. “چرا فعالیت عصبی به تجربه آگاهانه منجر می شود و نه چیزی؟”
میلر می افزاید: «شناخت نحوه سازماندهی مغز شماست. “مغز چگونه خود را برای رسیدن به اهداف سازماندهی می کند؟” میلر خاطرنشان می کند که برخلاف آمیب ها، انسان ها هم به محیط واکنش نشان می دهند و هم روی آن عمل می کنند.
میشل تحقیق کنید این کتاب بر روی فلسفه علوم شناختی، ذهن و ادراک، با علاقه به فلسفه اندازه گیری و فلسفه روانپزشکی تمرکز دارد. بیشتر کارهای اخیر او بر مسائل روش شناختی و اساسی در مطالعه علمی آگاهی متمرکز است.
میلر پایه های عصبی حافظه و شناخت را مطالعه می کند. حوزه های تمرکز او شامل مکانیسم های عصبی مانند توجه، یادگیری و حافظه است که برای رفتار ارادی و هدفمند با تمرکز ویژه بر قشر پیش پیشانی مغز ضروری هستند.
من درگیر نحوه عملکرد ذهن بودم.
قبل از آمدن به MIT در سال ۲۰۲۴، علایق آکادمیک و تحقیقاتی میشل باعث شد که او در نقطه تلاقی علوم اعصاب و فلسفه کار کند. او میگوید: «درگیر نحوه عملکرد ذهن بودم. این یک دوره مطالعاتی را توصیف می کند که بر مسائل مربوط به منطق و استدلال و روش هایی که مغز بین عملکردهای مغز خودآگاه و ناخودآگاه جابجا می شود تمرکز دارد.
او پس از اتمام تحصیلات دکترا و فوق دکتری، تحقیقات خود را در مورد ماهیت آگاهی ادامه داد. کار ملوین گودیل در دانشگاه وسترن منجر به لحظه ای درخشان برای او شد.
او می گوید: «طبق گفته گودیل، مغز با دو سیستم بینایی خودآگاه و ناخودآگاه کار می کند که مسئول دستورات حرکتی ظریف هستند. به عنوان مثال، محققان کشف کردهاند که روشی که فرد چنگ خود را تنظیم میکند بر اساس جریان ناخودآگاه بینایی است.
این کشف به عزم میشل برای درک عینی عملکرد آگاهی کمک کرد. “چه مدت طول می کشد تا یک فرد از چیزی آگاه شود؟” او می پرسد. “بین زمانی که یک سیگنال ارائه می شود و زمانی که ما به طور ذهنی آن را تجربه می کنیم تاخیر وجود دارد.” اندازهگیری این تأخیر و درک مسیر از محرک به پردازش سیگنال و پاسخ، یک جنبه اساسی از تحقیقات میشل است. او استدلال می کند که آگاهی برای برنامه ریزی است، نه برای واکنش.
میشل و میلر فقط به مغز انسان علاقه مند نیستند. درک بهتر آگاهی حیوانات و سایر موجودات نیز مورد بحث قرار گرفته است. چگونه حالت های هوشیاری را در گونه های غیر انسانی تنظیم می کنید؟ میشل می پرسد. درک چگونگی تعامل گونه ها با جهان می تواند به ما در درک بهتر آن و آنها کمک کند.
ایجاد فضا برای تحقیق و همکاری
یکی از اکتشافات غافلگیرکننده ای که هنگام شکل دادن به ایده تبدیل شدن به باشگاه آگاهی MIT پدیدار شد، اندازه گروه علاقه مند به پیوستن بود. میلر می گوید: «بزرگتر از آن چیزی است که فکر می کردم. ما با همکارانمان ارتباط برقرار کردیم. آزمایشگاه لینکلن و دانشگاه شمال شرقیهمه آنها برای تحقیق در مورد آگاهی سرمایه گذاری می کنند.
هم میشل و هم میلر بر این باورند که محققان MIT و جاهای دیگر میتوانند از نوعی همکاری که بودجه MITHIC ممکن میسازد، بهرهمند شوند. میشل می گوید: «هدف ایجاد یک جامعه و در عین حال افزایش شهرت حوزه تحقیقاتی است.
میلر می افزاید: «مطالعه علمی آگاهی به دلیل ارتباط آن با سؤالات دیگر امکان پذیر است.
راههای تحقیق زمانی در دسترس هستند که بتوانید ایدههایی را برای خود کاوش کنید (مانند نحوه عملکرد هوشیاری) میتواند منجر به اکتشافات هیجانانگیز شود. میشل میگوید: «تصور کنید که تحقیقات هوشیاری بهجای یک موضوع فرعی برای افرادی که به این مطالعه علاقهمند هستند، تبدیل به یک حوزه تمرکز شود.
شما نمی توانید پیچیدگی مدیریت را بررسی کنید [brain] میلر ادامه میدهد: «طراحی سیستمی برای اندازهگیری مؤثر و دقیق سطوح هوشیاری در مغز، کاربردهای متنوعی دارد که بالقوه پیشگامانه است».
کار با میلر کاغذ سنباده قهوه ایاو استاد ادوارد هود تاپلین در مهندسی پزشکی و علوم اعصاب محاسباتی در MIT و متخصص بیهوشی در بیمارستان عمومی ماساچوست است، جایی که هوشیاری موضوع اصلی است.
میلر می گوید: «وقتی واقعاً جوان یا خیلی مسن هستید، بیهوشی عمومی در طول عمل جراحی بد است. افراد مسنی که نیاز به بیهوشی دارند ممکن است دچار زوال شناختی شوند، بنابراین ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی اغلب تمایلی به انجام عمل جراحی ندارند، حتی اگر به آن نیاز داشته باشند. درک بهتر مکانیسمهایی که هوشیاری ایجاد میکنند ممکن است به بهبود مراقبتها و نتایج قبل و بعد از عمل کمک کند.
تحقیقات هوشیاری همچنین ممکن است فواید مهم سلامت عمومی، از جمله درمان موثرتر سلامت روان را ارائه دهد. میلر ادامه می دهد: «اختلالات سلامت روان بر عملکردهای شناختی سطح بالاتر تأثیر می گذارد. بیهوشی با داروهایی که برای درمان اختلالات سلامت روان استفاده می شود، تداخل دارد، که می تواند بر مراقبت از بیمار تأثیر جدی بگذارد. هر یک از محققان میخواهند بفهمند که چگونه درمانهای دارویی واقعاً تجربیات بیمار را واسطه میکنند.
در نهایت، اساتید موافق هستند که بهبود دسترسی به مطالعات آگاهی، دقت تحقیق را افزایش میدهد و به ارتقای شهرت این رشته کمک میکند.